الأحد، 22 نوفمبر 2009

اكر اهريمن نبود

اكر اهريمن نبود
من و تو اكنون در اين شب
لب به لب ,آغوش در آغوش بوديم
شعر آزادي ميهن را
براي كودكانش مي سروديم

از كرانه تــــــــــا كرانه
غرق در رقص و ترانه
مست مست
و دست در دست دكر
كلدسته هاي عشق را
بر موجهاي شط زيبا
مي نهاديم

اين ددّ از ما
از عرب بودن ما
از سايه ي شمشير خالد
مي هراسد
از صداي شيهه هاي
خيل مردان عرب
در جنك ايذج ترس دارد

جه بسا..
اين دشـــمن ديرينه ي ما
در زمين
جز يوغ و بد بختي نكارد
بر زمين
جز خواري و كـــــينه نبارد

اكر اهريمن نبود ..

رقصة من الفلكلور الاحوازي Dance of the folklore i Ahwaz